آموزشي-فرهنگي ، اجتماعي ،مذهبي وتربيتي
زندگی پر است از قضاوت دیگران درباره ما. قضاوت‌هایی که بیشتر اوقات بد و گاهی خوب هستند. اگر عادت کنیم که به داوری دیگران اعتنا کنیم و با هر نظر موافق و مخالف، زیر و رو شویم، باید فاتحه آرامش را بخوانیم.

شما راه خودتان را در زندگی‌تان بروید و با توجه به موقعیت‌های زندگی‌تان و به کمک عقل و درایت خودتان بهترین گزینه‌ها را انتخاب کنید. کاری نداشته باشید دیگران درباره شما چه فکر خواهند کرد؛ پشت سرتان چه خواهند گفت؛ یا در مسیر هدف شما چه سنگ‌اندازی‌هایی خواهند کرد. رضایت‌ تمام اطرافیان شما چیزی است که هیچ‌گاه نمی‌توانید به دست بیاورید. نظرات دیگران همیشه با یکدیگر متفاوت است. چگونه می‌توانید رضایت دو نفری را تامین کنید که نظراتی کاملا مخالف با یکدیگر دارند؟ بنابراین نظر خود را راهنمای خودتان قرار دهید و از توجه‌نکردن به داوری دیگران عذاب وجدان نگیرید. شما خودتان هستید و خود خودتان باقی بمانید.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم شهریور 1393ساعت 17:13  توسط حسین عبداللهی  | 

 
آدمی وقتی زیاد راه برود ابتدا پایش شروع به گزگز کردن می کند و سپس تاول می زند.اگر هم مواظبت نکنی این تاول ها می ترکند و دردناک می شوند.می خواهم بگویم دل آدمی هم با این که قد و قواره ای ندارد همین است.وقتی خیلی احساست را برای یک نفر خرج کنی شروع می کند به سوزن سوزن شدن.همینجوری خرج کنی و به هیچ نتیجه ای نرسی تاول می زند کم‌کم.تاول های بزرگ. پا معلوم است و می توان مواظبش بود که تاول هایش نترکد اما کی می توان مواظب دل بود که تاول هایش نترکد؟هرچه هم خودت مواظب باشی طرفت که مواظب نیست.یکهو جمله ای می گوید که تاول که هیچ..کلن دلت می ترکد دود می شود می رود توی هوا.بعضی وقت‌ها اشک همان آبیست که زیر تاول های دلمان جمع شده است
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم شهریور 1393ساعت 17:7  توسط حسین عبداللهی  | 

+ نوشته شده در  شنبه یکم شهریور 1393ساعت 9:55  توسط حسین عبداللهی  | 

کودک شما هفت ساله است .مي‌تواند به خوبي حدود نيم ساعت تمرکز کند، مي‌تواند برخي مسائل را کاملاً توضيح دهد. به آساني و بدون اضطراب مدتي از شما دور باشد. با کودکان ديگر گروه‌هاي کوچک تشکيل مي‌دهد و مدّتها با آنها سرگرم مي‌شود. لباسش را مي‌تواند بپوشد و به تنهايي به دستشويي مي‌رود و نظافت مي‌کند .

مفاهيمي ‌مثل بالا، پايين، عقب جلو و رنگ‌ها را به خوبي مي‌داند. اسم و فاميل خود را مي‌داند و مي‌تواند تا 10 بشمارد. او آماده است که به کلاس اول برود و شما شادي‌اي داريد در عمق وجود تان ..امّا اين شادي با اضطرابي سخت همراه است .با اضطرابي که نمي‌توانيد آن را ناديده بگيريد. از اطرافيان مي‌شنويد که پايه ي اوّل، پايه ي سختي است ...به دنبال بهترين مدرسه، بهترين معلّم و بهترين‌ها براي فرزندتان هستيد.

براي کم کردن اين اضطراب و هم چنين براي آسان تر کردن و هموار کردن راهتان بايد دست به کار شويد...همين الان آغاز کنيد...کارهايتان را مرتّب کنيد و بچّه ها را حاضر کنيد....

توصيه‌هايي براي آماده سازي کودکان براي ورود به کلاس اوّل ،شايد بتواند چراغ راه پرفراز و نشيب تان باشد.

پرورش مهارت هاي عمومي:

اجازه گرفتن،سلام کردن  و با نوبت صحبت کردن را در منزل تمرين کنيد.

به کودک اين اطمينان را بدهيد که اگر در مدرسه مشکلي داشت، مي‌تواند خيلي آسان آن مشکل را با معلّم يا مدير مدرسه در ميان بگذارد.

به موقع حرف زدن به موقع سکوت کردن و به موقع اظهار وجود کردن را حتماً به او ياد بدهيد.

آداب دستشويي رفتن و رعايت بهداشت فردي را به طور کامل در او کنترل کنيد.

نحوه ي صحبت کردن او را مورد ارزشيابي قرار بدهيد. بلند، آرام، مودب و دوستانه حرف زدن را با او تمرين کنيد. در بازي هاي ساده گاهي معلّم شويد، گاهي يک دوست  و گاهي خود دانش آموز.

حتماً قبل از شروع مدرسه او را به مدرسه بياوريد. کلاس ها ،سرويس بهداشتي ،حياط و دفتر را به او نشان دهيد.

پوشيدن و در آوردن لباس ها و کفش ها را بارها و بارها با او تمرين کنيد.

هنگامي که براي او وسيله اي مي‌خريد، حتماً او را همراه ببريد.(خريد وسايل را زياد به تعويق نيندازيد. اين امر براي کودک پر از شادي و نشاط است. اجازه بدهيد تا چند هفته مرتّب وسايلش را چک کند و با آنها ارتباط برقرار کند .)

در خريد کيف مدرسه نهايت دقّت را به خرج بدهيد. براي کودک کيفي بخريد که اندازه و جنس مناسبي داشته باشد. کيف بچّه ها ترجيحاً از نوع کوله پشتي باشد امّا دسته اي هم براي حمل آسان داشته باشد.بهتر است کيف حالت ايستاده داشته باشد تا کنار پاي کودک روي زمين قرار بگيردو دسترسي کودک به وسايل را ساده تر کند. کيف بايد داراي چند جيب متعدد باشد تا طبقه بندي وسايل براي کودک ميسّر باشد.

نگهداري و حفظ وسايل را به او ياد بدهيد. وسايلش را برايش معرّفي کنيد و موارد استفاده و مکان آن را در کيف و يا جامدادي برايش توضيح دهيد.

دفتر هايش را جلو چشمش جلد کنيد و اسم و فاميلش را روي همه‌ي وسايلش بچسبانيد.چشم کودک را با مارک مداد رنگي و ساير وسايل آشنا کنيد.

استفاده از ليوان و دستمال و ساير وسايل مربوط به طرز خوردن تغذيه در مدرسه را در منزل تمرين کنيد .

پياده و سوار شدن به سرويس و آداب استفاده از سرويس و نکات ايمني را به آموزش دهيد. سعي کنيد با برنامه ريزي دقيق و مرتّب، اضطراب ناشي از جاماندن از سرويس را به حداقل برسانيد.

در منزل به او مسئوليّت بدهيد. اين امر موجب پرورش حس دقّت ،اتکاء به نفس و مسئوليت پذيري در وي مي‌شود.

پرورش مهارت هاي جسماني:

حتماً واکسن کودک را يکي دو ماه قبل از آغاز مدارس تزريق کنيد.

از لحاظ سلامت عمومي او را بررسي کنيد. آزمايش انگل و سنجش سلامت عمومي زير نظر متخصص تغذيه و ترميم دندان ها ي پوسيده احتمال غيبت هاي مکرر در طول سال تحصيلي رابه حداقل مي‌رساند.

اواسط سال تحصيلي تصميم به تعويض مدرسه ي يا کلاس کودک نگيريد.

قداست معلّم را حفظ کنيد. اگر با برخي از روش هاي معلم موافق نيستيد، آن را با خود معلم و يا با شوراي مدرسه مطرح کنيد.

ارتباط خود را با مدرسه حفظ کنيد. به اين ترتيب هر کدام مي‌دانيد که اوضاع در مدرسه يا منزل چگونه پيش مي‌رود .

 از چند هفته قبل نسبت به مدرسه ي کودک اطمينان حاصل کنيد. جابجايي کودک در روزهاي اوّل مدرسه اصلاً به نفع کودک نيست.

موقعيت هايي را پيش بياوريد که او بتواند ساعت ها در خارج از منزل بازي کند. اين امر باعث مي‌شود که آمادگي جسماني او بالا برود.

در برنامه تابستاني او حتماً کلاس سفال و نقّاشي را بگنجانيد. اين دو برنامه ماهيچه‌هاي ظريف انگشتان دست کودک را تقويت مي‌کند.

 در بين بازي هاي کودک، بازي هايي نظير  پرتاب توپ در حلقه، بازي با خمير، بازي هاي فکري، حل کردن ماز (مارپيچ) هاي ساده- موجود در انواع مجلات کودک – حتماً شاخص تر باشد.

حتماً ساعاتي در منزل به کتاب خواندن، تماشاي تلويزيون و آرام و ساکت بودن گذرانده شود .

نزديک به شروع مدارس، ساعت خواب او را به طور جدّي تنظيم کنيد.

پرورش مهارت تخصصي:

هرگز کودکتان را با کسي _حتّي با خواهر و برادرش _ مقايسه نکنيد. هر کودک مجموعه اي از ويژگي هاي منحصر به فرد است که شما نمي‌توانيد آن ها را عوض کنيد .

*محيط خانه را گرم و صميمي کنيد. به خاطر رشد و تعالي کودکتان از بحث هاي بيهوده در منزل بپرهيزيد.

*بدانيد که کسب مهارت  خواندن نيز مانند کسب مهارت صحبت کردن در بعضي کودکان ديرتر و در بعضي زودتر رخ مي‌دهد.

پايه اول ابتدايي بنيان بسياري از رفتارهاي صحيح درسي دانش آموز خواهد بود. پس در پرورش عادات صحيح کودکتان با مدرسه، همکاري لازم را داشته باشيد

اگر به نظر خودتان يا به عقيده ي مربيان پيش دبستاني، کودک شما بيش فعّال، کم توجّه يا کم تمرکز است رفع مشکل را هر چه زودتر آغاز کنيد. اوّل مهر براي حل اين گونه مسائل بسيار دير است.

و در پايان:

يک دفتر خط دار در اختيار کودک قرار دهيد و مفهوم، اوّل و آخر خط، بالا و پايين دفتر و يک خط در ميان را به او ياد بدهيد.

نحوه ي پاک کردن مطالب و نحوه ي تراشيدن مداد ها را به او آموزش بدهيد.

سعي کنيد مشکلات تکلّمي کودک را رفع کنيد. در منزل گاهي به زبان نوشتاري با او حرف بزنيد. موقع خواندن کتاب ،عيناً متن کتاب را براي او بخوانيد و از قصّه گويي به زبان عاميانه بپرهيزيد.

طرز گرفتن مداد و نشستن را به او آموزش دهيد.

در منزل با اوپر کردن نقطه چين و خط چين وکار کنيد .

تشخيص سمت چپ و سمت راست را به او ياد بدهيد .

دسته بندي و طبقه بندي چيزها را بر اساس ويژگي هاي مشترک به او بياموزيد. (انواع لوبيا- اسباب بازي ها – کفش ها – لباس ها )

مکان مناسب را براي انجام تکاليف تعيين کنيد. آن مکان بايد عاري از هر گونه عامل مخل و محرّک باشد.

شعر خواني و آموزش قرآن دايره ي فهم زبان کودک را بالا مي‌برد .

به او اين اعتماد به نفس را بدهيد که در کارهايش از ديگران تقليد نکند. امّا در صورت تقليد او را سرزنش نکنيد. چون در اين مقطع سنّي تقليد يکي از ابزارهاي آموزش است.

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم شهریور 1393ساعت 9:52  توسط حسین عبداللهی  | 


ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺳﻢ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻛﺮﺩ
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﭘﺎﻱ ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻓﺖ ، ﻣﻌﻠﻢ

ﮔﻔﺖ: ﺷﻌﺮ ﺑﻨﻲ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ،

ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩ:

ﺑﻨﻲ ﺁﺩﻡ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ
ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺯ ﻳﻚ ﮔﻮﻫﺮﻧﺪ
ﭼﻮ ﻋﻀﻮﻱ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ
ﺩﮔﺮ ﻋﻀﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭ

ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪ ،ﻣﻌﻠﻢ

ﮔﻔﺖ: ﺑﻘﻴﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ! ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ
ﮔﻔﺖ: ﻳﺎﺩﻡ ﻧﻤﻲ ﺁﻳﺪ ، ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﻳﻌﻨﻲ
ﭼﻲ ؟ﺍﻳﻦ ﺷﻌﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻲ
ﺣﻔﻆ ﻛﻨﻲ؟! ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:ﺁﺧﺮ
ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﻳﺾ ﺍﺳﺖ ﻭ
ﮔﻮﺷﻪ ﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ،ﭘﺪﺭﻡ ﺳﺨﺖ ﻛﺎﺭ
ﻣﻴﻜﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﺎﻻﺳﺖ، ﻣﻦ
ﺑﺎﻳﺪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻫﻢ ﻭ
ﻫﻮﺍﻱ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ
ﺑﺎﺷﻢ ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ، ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ
ﻫﻤﻴﻦ؟!ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭﻱ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﺑﺎﻳﺪ
ﺷﻌﺮ ﺭﻭ ﺣﻔﻆ ﻣﻴﻜﺮﺩﻱ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺗﻮ ﺑﻪ
ﻣﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻧﻤﻴﺸﻪ!

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:

ﺗﻮ ﻛﺰ ﻣﺤﻨﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﻲ ﻏﻤﻲ

ﻧﺸﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﺖ ﻧﻬﻨﺪ ﺁﺩﻣﻲ

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 17:51  توسط حسین عبداللهی  | 

  • فقر اینه که وقتی با زنت میری بیرون مدام بش گوشزد کنی موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بش بگی خوششششگلهههه!

فقر اینه که از تمیزی خیابونای اروپا تعریف کنی ولی توی خیابون آشغال بریزی!

فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛
فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسمشون ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛
فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛


فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛
فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛
فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیونی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛
فقر اینه که  تو خیابون شعار بدی که دموکراسی میخوای، اما تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛
فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛

فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزونی؛
فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛

فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 11:28  توسط حسین عبداللهی  | 


خیلی لذت بخشه وقتی..

از غریبه ای توی خیابان چیزی میپرسی و او با لبخند و حوصله جوابت رامیدهد
وقتی مهمونات دستور غذایی رو ازت میپرسن
وقتی هدیه ات را باز میکند و چشمهایش از خوشحالی برق میزند
از خیابان که رد میشوی راننده ای که حق تقدم با اوست برایت میایستد و با خوشرویی اشاره میکند که رد شوی
وقتی دیر رسیده ای و میگوید خودش هم الان رسیده اس
وقتی کسی را میخندانی
وقت حرف زدن کلمه ای را گم میکنی و او زود حدسش میزند
عجله داری که از چهار راه رد شوی و چراغ سبز میماند
مسیرت با مسیر بعدی تاکسی یکی است
فوت کردن قاصدک
وقتی تو رو میرسونه و تا داخل خونه نشدی راه نمی افته
نسیم خنک تو تابستون
لحظه بیدار شدن از خوابی بد
پیچ آخر جاده و سوسوی چراغ های شهر
وقتی اخم کرده اما نمیتواند جلوی خنده اش را بگیرد
وقتی به جای خداحافظی میگوید....میبینمت
وقتی کسی یادش میماند که از چه چیزهایی خوشت میاید
هوای توی گل فروشی
کودکی در آغوش دیگری است اما دستانش را دراز میکند تا تو بغلش کنی
وقتی سر امتحان یهو جواب یک سوال یادت بیاد
آخر شب که همه خوابند ..آرامش و سکوت.

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1392ساعت 17:5  توسط حسین عبداللهی  | 

 

 - شیفته احمدی,شکیبا توفانی,مهتاب شعبانی,نیلوفر جون,مهتاب دوستی,پری گلی,مریم  حالا,رسول عشق,عادله س,مریم رحیمی,ترانه یزدی,وحید بنی فاطمی,دختر عاشق,دختر پاییزی  ,ب ر,مهشاد ,نانا لی,مهرداد جلیلی,fg

زندگی تداوم جریانی است از روزان و شبانی كه از پس هم می آیند و ما را از چشمه كوچك ولادت تا دریای عظیم ابدیت رهنمون می شوند. در طول زندگی، با حوادث بسیاری روبرو می شویم. دوران كودكی، نوجوانی، میانسالی و پیری را یكی پس از دیگری طی می كنیم تا سرانجام به دروازه جاودانگی روی می آوریم. خوشی ها، ناخوشی ها، غم ها و شادی ها، دشمنی ها و مهرورزی ها از جلوه های گوناگون زندگی ا ست. برخی از مردم درخت دوستی می نشانند و كام دل به بار می آورند و برخی دیگر گام های خود را درطریق زشتی و پلشتی برمی دارند و بندگان خدا را می آزارند. همه می روند اما آنچه می ماند نام و خاطره ای است كه از نیكان و بدان فراموش نمی شود. پس بیایید چند روزی كه در این مرحله، مهلت داریم گل های دوستی بكاریم و شادی و رستگاری درو كنیم. از زندگی اگر همین بماند، خوش تر است.

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1392ساعت 21:41  توسط حسین عبداللهی  | 






+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1392ساعت 21:27  توسط حسین عبداللهی  | 

اگر بيش فعالي تا سن خاصي ادامه يافته و درمان نشود، حتما كودك را در بزرگسالي به سمت رفتارهاي پرخطر سوق مي‌دهد.

حتما ديگر همه مي‌دانيم كه بيش فعالي در كودكان چه بيماري‌‌اي است و كودكان بيش‌فعال چه علائمي را از خود نشان مي‌دهند؛ بي‌قراري، كم توجهي، بي‌دقتي و خيلي از علائم مشابه كه البته اگر تا سن خاصي ادامه يافته و درمان نشوند، حتما كودك را در بزرگسالي به سمت رفتارهاي پرخطر سوق مي‌دهند.

البته شايد خيلي از والديني كه چنين فرزنداني دارند، هنوز نمي‌دانند كه در برابر بيش‌فعالي كودك خود چه عكس‌العملي را بايد نشان دهند. راهكارهاي زير ممكن است در اين مورد به شما كمك كنند:

 1 - فرزند شما همان کاری را انجام می‌دهد که شما انجام می‌دهید فرزندان شما برای این‌که چگونه در دنیای بیرون رفتار کنند، از رفتار شما الگو می‌گیرند. شما باید از رفتار خودتان برای راهنمایی فرزندتان کمک بگیرید.

 اگر می‌خواهید فرزندتان کلمه «لطفا» را به کار برد، خودتان نباید استفاده از این کلمه را فراموش کنید. اگر می‌خواهید فرزندتان با صدای بلند صحبت نکند، باید صدای خود را همیشه در حد معقول نگه دارید. فراموش نکنید آنچه که در عمل ثابت می‌کنید، بسیار مهم‌تر از آن است که حرفش را می‌زنید.

 2 - احساستان را به فرزندتان نشان دهید صادقانه به فرزندتان نشان دهید که رفتار او چه تاثیری در شما می گذارد. احساسات فرزند شما از خود شما تاثیر می‌پذیرد. شما برای فرزندتان شبیه یک آینه هستید. او احساسات و رفتار شما را دریافت می‌کند و بازتاب می‌دهد.

 در سن 3 سالگی کودک می‌تواند احساسات خود را به صورت واقعی نشان دهد. یک مثال ساده؛ وقتی شما می‌گويید: «من از این زندگی خسته شده‌ام» و با ضمیر«من» جمله را آغاز می‌کنید، به فرزندتان این امکان را می‌دهید که زندگی را از دیدگاه شما ببیند. بنابراین در انتخاب جملاتتان بسیار دقیق باشید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1392ساعت 10:29  توسط حسین عبداللهی  |