آموزشي-فرهنگي ، اجتماعي ،مذهبي وتربيتي
 

 

هوش ها

کودکان در این زمینه فکر  می کنند

علاقه دارند نیاز دارند
طبیعت گرا طبیعت و اشکال طبیعی بازی با حیوانات اهلی، باغبانی، پرورش  حیوانات و حفاظت از محیط زیست. رفتن به طبیعت ، فرصت ارتباط با حیوانات، ابزار هایی برای جستو جو در طبیعت.
زبانی کلمه ها خواندن، نوشتن،بازی با کلمات، داستان سرایی. کتاب، ابزار های نوشتاری،مقاله،دفاتریادداشت مکالمه، مباحثه، مذاکره.
منطقی- ریاضی از طریق استدلال سوال کردن، تجربه کردن،حل معماهای ریاضی و محاسبات. وسایلی که با آن آزمایش انجام دهند. ابزار های علمی رفتن به آسمان نماها و موزه های علمی.
مکانی نقوش و تصاویر طراحی، نقاشی ،خط خطی کردن. آثار هنری ، لگوها، ویدئو، فیلم ، اسلاید، بازیهای تخیلی، معما ، کتابهای مصور.
حرکتی- جسمانی از طریق حواس پنج گانه دویدن ، لمس کردن ،پریدن، بیان کردن با ایما و اشاره. نمایش درام، ورزش و بازیهای فیزیکی، تجربیات لامسه ای، اشیا برای ساختن.
موسقیایی از طریق ریتم و ملودی خواندن، سوت زدن، زمزمه کردن، ضربه زدن با دست و گوش کردن. آواز خواندن، رفتن به کنسرت، نواختن موسیقی در خانه، مدرسه و آلات موسیقی.
میان فردی با اعمال نظریات بر دیگر افراد راهنمایی، سازمان دادن، ارتباط دادن، کنترل مردم، تغییر و تعدیل. بازیهای گروهی دوستان، معاشرت اجتماعی، مشاوره ، کارآموزی.
درون فردی خواسته ها، احساسات و اهداف خود تععین هدف، تامل و تعمق ، خیال پردازی، بر نامه ریزی و واکنش نشان دادن. مکانهای خلوت، انجام پروژه های فردی.

 

منبع:http://olgoo.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 10:33  توسط حسین عبداللهی  | 

دانش آموزان كلاس اول حروف الفبا را ياد گرفتيدآن ها را در زندگي هم ياد بگيريد

    http://axgig.com/images/10153626450348929508.gif     http://axgig.com/images/20736481816230384801.gif

الفبای زندگی

الف :  آرامش كلید درهای خوشبختی است . . .

ب   :  بخشندگی را یاد بگیر و همیشه آن را به كار بند . . .

پ   :  پرواز تنها راه رسیدن به آسمان نیست، بلند فكر كن . . .

ت   :  ترس تو را از ادامه راه باز می‌دارد ، شجاعت را در كوله بارت بگذار . . .

ث   :  ثمره عشق به زندگی‌ات رنگ موفقیت خواهد داد . . .

ج    :  جایی كه متعلق به تو نیست نرو و آن جا حرفی نزن . . .

چ    :  چشم‌هایت را به روی بدی‌ها ببند . . .

ح    :  حرفی را به زبان بیاور كه تو را به پشیمانی نرساند . . .

خ    :  خدا را در هر لحظه از زندگی یاد كن . . .

د     :  دست مهربانی‌ات را از دیگران دریغ نكن . . .

ذ     :  ذوق كودكانه‌ات را چون كودك درونت تا همیشه با خود همراه كن . . .

ر    :  رنگی كه برایت آرامش می‌آورد را به دیوار اتاقت بزن . . .

ز    :  زرنگی را از ضایع كردن حق دیگران باز شناس . . .

ژ    :  ژرفای اندیشه توست كه به كارهایت عمق می‌بخشد . . .

س  :  سختی سنگ را در گام‌هایت تكرار كن نه در دلت . . .

ش  :  شروع دوباره یعنی مغتنم شمردن فرصتهایی كه شاید دیگر امكانش نیست . . .

ص :  صداقت از هر پیمان نامه‌ای معتبر تر است و خاطرت باشد كه ماه همیشه پشت ابر نمی‌ماند . . .

ض :  ضرر یعنی امروز بگذرد و چیزی به اندیشه، سلامت و ثروت تو افزوده نشود . . .

ط  :  طلای وجودت را به سنگ محك خاك فروشان مسپار . . .

ظ   :  ظاهر و باطنت را یكی كن تا ریا كار خوانده نشوی . . .

ع   :  عشقت را نثار خانواده‌ات كن . . .

غ   :  غفلت از درك ارزش لحظه‌ها مساوی است با تباهی عمر . . .

ف  :  فداكاری باختن زندگی خود نیست، بخشش زندگی به دیگران است . . .

ق   :  قامت استوار كوه را در ذهن خود مجسم كن، تو عظیم تر از آنی . . .

ك   :  كار جوهره زندگی است . . .

گ  :  گناه را كوچك مشمار حتی اگر یك خنده به ناتوانی دیگران باشد . . .

ل   :  لغزش فقط یك لحظه صورت می‌گیرد، مراقب احترام و اعتبار خودت باش . . .

م    :  مرگ روی دیگر زندگی است و همچون تولد یك اتفاق ناگریز است، به آن فكر كن . . .

ن   :  نامردی و خیانت از یك جنسند، تو از جنس آنها نباش . . .

و   :  ویرانی آینده‌ات به راحتی قابل پیشگیری است ، از همین امروزت زندگی را بساز . . .

ه    :  همیشه با یاد خدا و لبخند ، روزت را شروع كن و به پایان برسان . . .

ی  :  یافته‌های زندگی تجربه‌های كوچك و بزرگ ماست نه داشته‌های ارزان و گران قیمتمان . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 10:30  توسط حسین عبداللهی  | 

چه کسی می داند ارزشیابی توصیفی چیست ؟

تعریف های زیادی از ارزشیابی توصیفی شده است . کتابهای زیادی نوشته اند . هر کس به زبان خودش یا کسی کوشیده است که تعریفی دلچسب برای آن داشته باشد . کافیست توی اینترنت یک جستجوی  ساده بکنید تا صدها مقاله در این باره در اختیارتان قرار بگیرد. آنهم ظرف کمتر از چند دقیقه .... شاید نتوانم تعریفی به زیبایی آن چه صاحب نظران ارائه می دهند ، بنویسم. اما چیزی را می دانم که شاید صاحب نظران ندانند .  دقیقا مطلع نیستم که چند درصد آقایان و خانمهایی که مبتکر این طرح هستند و هر روز شاخ و برگی بر آن می افزایند ، آموزگار بوده اند . اما حدس می زنم درصد پایینی از آنها توی کلاس آموزگار بوده اند . نمی گویم که آنها به کلاس ها رفت  و آمد نکرده اند . اتفاقا رفت و آمد کرده اند.آمار گرفته اند ،آن هم خیلی زیاد. اما رفت و آمد آنها موقعی بوده است که از دو یا سه روز قبل اعلام شده و معلم کلاس با کمک همکار ، کارورز یا دخترش توی کلاس پوشه ها را مرتب کرده و تا نیمه شب مشغول نوشتن چک لیست ها بوده است. و مبتکر عزیز لذت برده که به به ! عجب طرحی دادیم همه چیز روی اصول....

نمی توانم تمام طرح ارزشیابی توصیفی را رد کنم . نه! این شیوه ی ارزشیابی چیزهای بسیار مفیدی را به ما یاد داده است .

از جمله :

* آزمونهای عملکردی: در شیوه ارزشیابی قدیم کمتر جایی برای محک زدن مهارت بچه ها وجود داشت .  امتحانات همه چارچوب مشخص داشتند و همگی تنها از محفوظات کودکان بود . در نهایت نیز چیزی به نام بارم بندی وجود داشت که باعث می شد آموزگار نتواند نمره ای برای عملکرد دانش آموز در نظر بگیرد. اما آزمون های عملکردی ما را از قید و بند بارم بندی آزاد کرده و می توانیم به آسانی بال بگشاییم و یک عملکرد را در نظر بگیریم و آن را محک بزنیم .

*نحوه ی ارائه بازخورد:
چیزی که نمی دانستیم . شاید همیشه بیشتر بازخوردها این چنین بود: خوش خط تر- هر غلط 5 مرتبه -
 دقت کن یا نهایتا جمله بساز.اما حالا خوب می دانیم که شروع هر کلام با یک تعریف و تمجید چه تاثیری می گذارد. خوب می دانیم به کجای کار دانش آموز ایراد بگیریم و کجا را تشویق کنیم . حتی می دانیم کی بنویسیم و کی بگوییم . تعداد زیادی کتاب خوانده ایم که مجبور نباشیم به دانش آموز بگوییم دقت کن و او هیچ وقت نفهمد دقت چیست؟ و به جای استفاده  از این کلمه ی نا آشنا ، یک تمرین افزایش دقت به او می دهیم و از اولیای او می خواهیم این نمونه تمرین را بیشتر حل کنند .

*تکلیف های ترمیمی:

در کارنمای ما برگه ای وجود دارد به نام تجزیه و تحلیل امتحانات. این برگه ابتدا به صورت بارم بندی بود . اما من آن را به صورت علامت زدن در آوردم تا بتوانم نتیجه امتحانات- یا همان آزمون های مداد کاغذی را تجزیه و تحلیل کنم . این برگه برای تکلیف های ترمیمی خیلی کار آمد است . و تکلیف ترمیمی خدمت بزرگی است برای رفع اشکالات موردی دانش آموزان بدون خسته کردن کلاس .

 چند نقد ساده :

 چیزهایی در ارزشیابی توصیفی ما را می آزارد . چیزهایی که شاید مسئولین کمتر به آن توجه کرده اند .

1-نبود یک برنامه ی تدوین شده و معین برای ثبت روند پیشرفت دانش آموز

2- پریشانی در میان سلیقه های گوناگون مدرسین ، بازدیدکننده ها ومسئولین اغلب

3- سردرگمی در میان انبوه کاغذها و پراکندگی منابع ارزشیابی

4- از بین رفتن انگیزه ی دانش آموزان در تلاش برای رسیدن به هدف مشخص

5) دقیق نبودن نتایج ار زشیابی توصیفی در بین دانش آموزانی که عملکرد یکسانی دارند(برای مثال اگر تعدادی از دانش آموزان به درجه خیلی خوب رسیده باشند مشخص نیست به کدام یک از رتبه های خیلی خوب دست یافته است وهمین موضوع رقابت ا در بین آنان کاهش می دهد)

 و آنچه دلم برایش تنگ شده است ......

 گاهی وقت ها توی کلاس دلم برای این تنگ می شود که در امتحانات 20 ها را جدا کرده روی برگه ها  بگذارم و اول 20 های کلاس را بدهم تا شوقی کودکانه در دل بچه ها شکل بگیرد . تا یک غرور را در گلوی یک کودک حس کنم . تا شرمندگی ناشی از بی دقتی را به یک دانش آموز خوب بفهمانم . گاهی وقت ها دلم برای20های عروسکی و رنگ آمیزی های زیبا تنگ می شود . گاهی وقتها دلم برای قطار شدن پنج 20پشت سر هم تنگ شده است . این سوال همیشه برایم مطرح است که چرا20 محبوب را از این کودکان معصوم گرفتید؟ چرا بزرگترین آرمان را از کلاسهای ما حذف کردید؟ چرا بزرگترین معشوق و عامل رقابت را از ما گرفتید؟ چه می فهمد کودک که حدانتظار من کجاست که به آنجا برسد؟ دلم برای کارنامه های تمیزی که تویش همه ی نمره ها 20 بود و یک مادر خانه دار برای من می نوشت از زحمات شما مچکرم ، لک زده است . راستی چرا ؟ برای کم شدن اضطراب در بین دانش آموزان؟یا برای رشد استعدادهای خاص شاگردان ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 9:31  توسط حسین عبداللهی  | 

پركردن اوقات فراغت دانش آموزان در فصل تابستان گاه به معضلى جدى براى والدين تبديل مى شود. اگر از اوقات فراغت تابستان به خوبى استفاده شود، مى تواند به دورانى اثرگذار و حتي نقطه عطفي در زندگى دانش آموزان تبديل شود، ولى هميشه چنين اتفاقى رخ نمى دهد. در شهرها مشكل پر كردن اوقات فراغت بيشتر به چشم مي آيد. تا نيمه شب پاى تلويزيون نشستن، ساعت ها ور رفتن بى هدف با رايانه، صبح ها تا ديروقت خوابيدن و بخش عمده روز را با كسالت سپرى كردن شيوه اي رايج در نحوه گذران اوقات فراغت دانش آموزان در شهرها است.

بعضى از نوجوانان، بخصوص نوجوانان پسر هم گروه هايى تشكيل مى دهند و وقتى راهى مناسب براى گذران اوقات فراغت پيدا نمى كنند، براى والدين مايه نگرانى مى شوند. چون ممكن است اوقات فراغتشان را با دست زدن به اعمال نابهنجار و حتى بزهكارى پركنند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 8:49  توسط حسین عبداللهی  | 


ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺳﻢ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻛﺮﺩ
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﭘﺎﻱ ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻓﺖ ، ﻣﻌﻠﻢ

ﮔﻔﺖ: ﺷﻌﺮ ﺑﻨﻲ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ،

ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩ:

ﺑﻨﻲ ﺁﺩﻡ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ
ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺯ ﻳﻚ ﮔﻮﻫﺮﻧﺪ
ﭼﻮ ﻋﻀﻮﻱ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ
ﺩﮔﺮ ﻋﻀﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭ

ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪ ،ﻣﻌﻠﻢ

ﮔﻔﺖ: ﺑﻘﻴﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ! ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ
ﮔﻔﺖ: ﻳﺎﺩﻡ ﻧﻤﻲ ﺁﻳﺪ ، ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﻳﻌﻨﻲ
ﭼﻲ ؟ﺍﻳﻦ ﺷﻌﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻲ
ﺣﻔﻆ ﻛﻨﻲ؟! ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:ﺁﺧﺮ
ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﻳﺾ ﺍﺳﺖ ﻭ
ﮔﻮﺷﻪ ﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ،ﭘﺪﺭﻡ ﺳﺨﺖ ﻛﺎﺭ
ﻣﻴﻜﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﺎﻻﺳﺖ، ﻣﻦ
ﺑﺎﻳﺪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻫﻢ ﻭ
ﻫﻮﺍﻱ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ
ﺑﺎﺷﻢ ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ، ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ
ﻫﻤﻴﻦ؟!ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭﻱ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﺑﺎﻳﺪ
ﺷﻌﺮ ﺭﻭ ﺣﻔﻆ ﻣﻴﻜﺮﺩﻱ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺗﻮ ﺑﻪ
ﻣﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻧﻤﻴﺸﻪ!

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:

ﺗﻮ ﻛﺰ ﻣﺤﻨﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﻲ ﻏﻤﻲ

ﻧﺸﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﺖ ﻧﻬﻨﺪ ﺁﺩﻣﻲ

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 17:51  توسط حسین عبداللهی  | 

  • فقر اینه که وقتی با زنت میری بیرون مدام بش گوشزد کنی موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بش بگی خوششششگلهههه!

فقر اینه که از تمیزی خیابونای اروپا تعریف کنی ولی توی خیابون آشغال بریزی!

فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛
فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسمشون ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛
فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛


فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛
فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛
فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیونی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛
فقر اینه که  تو خیابون شعار بدی که دموکراسی میخوای، اما تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛
فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛

فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزونی؛
فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛

فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 11:28  توسط حسین عبداللهی  | 


خیلی لذت بخشه وقتی..

از غریبه ای توی خیابان چیزی میپرسی و او با لبخند و حوصله جوابت رامیدهد
وقتی مهمونات دستور غذایی رو ازت میپرسن
وقتی هدیه ات را باز میکند و چشمهایش از خوشحالی برق میزند
از خیابان که رد میشوی راننده ای که حق تقدم با اوست برایت میایستد و با خوشرویی اشاره میکند که رد شوی
وقتی دیر رسیده ای و میگوید خودش هم الان رسیده اس
وقتی کسی را میخندانی
وقت حرف زدن کلمه ای را گم میکنی و او زود حدسش میزند
عجله داری که از چهار راه رد شوی و چراغ سبز میماند
مسیرت با مسیر بعدی تاکسی یکی است
فوت کردن قاصدک
وقتی تو رو میرسونه و تا داخل خونه نشدی راه نمی افته
نسیم خنک تو تابستون
لحظه بیدار شدن از خوابی بد
پیچ آخر جاده و سوسوی چراغ های شهر
وقتی اخم کرده اما نمیتواند جلوی خنده اش را بگیرد
وقتی به جای خداحافظی میگوید....میبینمت
وقتی کسی یادش میماند که از چه چیزهایی خوشت میاید
هوای توی گل فروشی
کودکی در آغوش دیگری است اما دستانش را دراز میکند تا تو بغلش کنی
وقتی سر امتحان یهو جواب یک سوال یادت بیاد
آخر شب که همه خوابند ..آرامش و سکوت.

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1392ساعت 17:5  توسط حسین عبداللهی  | 

 

 - شیفته احمدی,شکیبا توفانی,مهتاب شعبانی,نیلوفر جون,مهتاب دوستی,پری گلی,مریم  حالا,رسول عشق,عادله س,مریم رحیمی,ترانه یزدی,وحید بنی فاطمی,دختر عاشق,دختر پاییزی  ,ب ر,مهشاد ,نانا لی,مهرداد جلیلی,fg

زندگی تداوم جریانی است از روزان و شبانی كه از پس هم می آیند و ما را از چشمه كوچك ولادت تا دریای عظیم ابدیت رهنمون می شوند. در طول زندگی، با حوادث بسیاری روبرو می شویم. دوران كودكی، نوجوانی، میانسالی و پیری را یكی پس از دیگری طی می كنیم تا سرانجام به دروازه جاودانگی روی می آوریم. خوشی ها، ناخوشی ها، غم ها و شادی ها، دشمنی ها و مهرورزی ها از جلوه های گوناگون زندگی ا ست. برخی از مردم درخت دوستی می نشانند و كام دل به بار می آورند و برخی دیگر گام های خود را درطریق زشتی و پلشتی برمی دارند و بندگان خدا را می آزارند. همه می روند اما آنچه می ماند نام و خاطره ای است كه از نیكان و بدان فراموش نمی شود. پس بیایید چند روزی كه در این مرحله، مهلت داریم گل های دوستی بكاریم و شادی و رستگاری درو كنیم. از زندگی اگر همین بماند، خوش تر است.

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1392ساعت 21:41  توسط حسین عبداللهی  | 






+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1392ساعت 21:27  توسط حسین عبداللهی  | 


هنگامی که فکر می کنی و یادشان می افتی ، غصه ای عجیب تو را فرا می گیرد ، دردلت احساس سنگینی می کنی و می خواهی خلوتی بیابی ، اما نه !
این بار می خواهم بنویسم ، می خواهم درد دل کنم و می خواهم پرسشگر باشم  .
می خواهم بنویسم از آنهایی که در کشور اسلامی زندگی می کنند اما ذره ای به قوانین اسلامی پایبند نیستند ، از کسانی که در این حکومت اسلامی ، مسئولیت دارند ، اما لحظه ای وقتشان را صرف برنامه ریزی فرهنگی و اجتماعی برای جوانان این مرز و بوم نمی کنند ، می خواهم از دختران و پسرانی بنویسم که زندگی به روش غربی ، آرایش کردن و خلاصه کلام بی عفتی و بی غیرتی را برای خود افتخاری می دانند ، پسران زنجیر طلا بر گردن می اندازند و دختران ... 


دیگر پدران ومادران رابطه دخترو پسرشان با "نامحرم "را تقبیح نمی کنند ، تعجب آور اینکه دیگر گذاشتن نام حسین و زهرا را برروی  فرزندان خود نوعی تحجر و عقب ماندگی می دانند ...  
می خواهم درد دل کنم با آنهایی که درد دین دارند و هنوز هم یاد امام و شهدا هستند ، می خواهم به آنها بگویم که شهید حمید باکری راست می گفت که بعد از جنگ مردم به 3 دسته تقسیم خواهند شد یا شاید هم به 99 دسته حدیث نبوی . می خواهم بگویم که حافظه تاریخی ملت ما خیلی ضعیف است که خیلی زود هم فراموش کرده اند گذشته خود را ؟ می خواهم از آن ابرمرد تاریخ یادی بکنم آن پیر خمین را می گویم که هنوز هم می شود بویش را از علمدار حسینی شنید و عاشق ماند .
ومی خواهم بعنوان یک جوان پرسشهایی را که در ذهنم بی پاسخ مانده است مطرح کنم شاید ...


چرا و به چه علت یاد و نام شهداء در جامعه ما روز به روز کمرنگ تر می شود ؟ !  یا چرا عدالت فقط بعنوان یک شعار مطرح می شود و مسئولین آن را بعنوان یک نیاز ضروری برای گسترش محبوبیت ومشروعیت نظام اسلامی عملی نمی کنند ؟!. یا اینکه چرا فکری برای مهار و کنترل روند روبه رشد این وضع  ندارند.؟!
به هر حال تهاجم فرهنگی دشمن ابعاد وسیعتر و پیچیده تری به خود گرفته است  و همگی ، خطر آن را احساس می کنیم ، لذا جا دارد هر کس به اندازه وسع خود در مبارزه با این "شبیخون "کوشا باشد .


از خودتان باید شروع کنید.تمام خوف‌ها و ترسهایی که انسان دارد از دشمن برای این است که، خودش را می‌بیند.چنانچه دید که خدا هست در کار، برای خدا دارد کار می‌کند نمی‌ترسد، برای اینکه، مقدرات دست اوست. گمان نکنید که شما خودتان می‌توانید یک کاری انجام بدهید، شما آن هستید که اگر یک مگس بیاید آزارتان بدهد شب نمی‌توانید بخوابید، یا روز نمی‌توانید آرام بگیرید، اگر یک پشه در شب بیاید نمی‌گذارد شما آرام بگیرید. شما آن کس هستید که اگر یک عنکبوت بیاید، حمله به شما بکند می‌ترسید. شما آن کس هستید که اگر یک گنجشک از شما یک چیزی بردارد برود قدرت ندارید از او پس بگیرید



همه عجز است ، همه فقر است، هر چه هست از اوست، از خداست

حضرت امام خمینی ره

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1392ساعت 18:13  توسط حسین عبداللهی  |